تبليغاتX
شهر بارسلون
 

با پایان یافتن رقابتهای این فصل لیگهای اروپایی، گمانه زنی ها در مورد انتقال بازیکنان و ستاره های دنیای فوتبال از یک تیم به تیمی دیگر روز به روز افزایش می یابد.

با جابجایی مربیان، بازیکنان محبوب آنها نیز ممکن است به مربیانشان در تیم دیگری بپیوندند و با توجه به خریدهای جنجالی یک تیم، تیمهای دیگر نیز برای خرید ستاره های تراز اول وسوسه خواهند شد.

پس از قطعی شدن انتقال ویا به بارسلونا و مورینیو به رئال مادرید، اکنون تب و تاب عجیبی در لالیگا رخ داده و انتخابات ریاست باشگاه بارسلونا ووعده های خرید کاندیدها نیز مزید بر علت شده است.

تلاش یووه برای بازگشت به روزهای اوج، جستجوی موراتی برای یافتن مربی مناسبی برای اینتر و تقویت رختکن روسونری و جذب یک مربی جدید برای سری آ نیز از دغدغه های فوتبال ایتالیاست.

به نظر می رسد که سران یونایتد، چلسی و لیورپول نیز به دنبال تقویت رختکنشان هستند و منچسترسیتی نیز روی هر یک از بازیکنان مطرح دنیای فوتبال دست می گذارد.

گل دات کام فهرستی از انتقالات نهایی شده و نقل و انتقالات احتمالی را تهیه کرده و از شما می پرسد که به نظر شما کدامیک یک از این انتقالات جنجالی ترین انتقال بازار تابستانی خواهد بود؟

* سسک فابرگاس به بارسلونا

سیلوا به رئال مادرید

* ویا به بارسلونا

* ایبراهیموویچ به یوونتوس

*ریبری به تیمی دیگر

* ریکلمه به اتلتیکو مادرید

* آگوئرو به چلسی

* تورس به تیمی دیگر

* مورینیو به رئال مادرید

* وین رونی به رئال مادرید

* ایگواین به تیمی دیگر

* سایر نقل و انتقالات

 

نظرسنجی: نظرتان را در مورد جنجالی ترین نقل و انتقال تابستانی با ما در جریان بگذارید. نقل و انتقالی که تا به امروز قطعی شده و یا هنوز در حد گمانه زنی است.منتظر نظرات شما هستیم.

 

+ نوشته شده توسط محمودعبدی زاده در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389 و ساعت 22:2 |

اگرچه اطلاعاتی در مورد ریشه اصلی و حقیقی این ورزش در دست نیست ولی از مطالب جالب و شخصی در مورد تاریخچه آن اطلاع داریم . فوتبال امروزی به تدریج رشد کرده است ولی گفته می شود که نوعی از آن قبل از حضرت مسیح علیه‌السلام بازی می شد . در چین نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال در 2500 سال قبل از میلاد مسیح وجود داشت . 
عکس های مصریان نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال را نشان می دهد ولی در یونان یک بازی به نام اسپیشکیروز به طرز جالبی به فوتبال امروزی شبیه است . فوتبال در سال 1894 از کشور برزیل شروع شد . این ورزش به وسیله ی چارلز میلر برزیلی که اجداد او انگلیسی بودند به مردم برزیل معرفی شد. 
در سال 1970 مسابقه ای بین ایتالیا و برزیل برگزار شد . هیچ کس تصور نمی کرد که 800 میلیون نفر از مردم جهان ناظر بر اجرای مسابقه باشند . امروزه اکثر مردم جهان به فوتبال بیشتر از سایر ورزشها می پردازند . فوتبال مدرن از کشور انگلستان سرچشمه گرفته است . 
در ابتدا اختلافات عقیده ای بسیاری میان علاقمندان راگبی و فوتبال وجود داشت زیرا راگبی با دست و فوتبال با پا اجرا می شد . این مسئله در سال 1863 زمانی که طرفداران فوتبال شروع به اجرای این ورزش توسط پاها کردند اتفاق افتاد . گروه دیگر انجمن راگبی را تاسیس کردند و بالاخره در سال 1871 این دو رشته ی ورزشی کاملا از یکدیگر جدا شدند . از آن زمان به بعد هر دو رشته پیشرفت های شایانی نموده و طرفداران بسیاری پیدا کردند . فدراسیون بین المللی فوتبال در سال 1904 بنیان گزاری شد .این فدراسیون وظیفه دارد که به نحوه ی اجرای مسابقات نظارت داشته باشد . قوانین فوتبال بدون موافقت و تصویب سایر کشورهای عضو فدراسیون تغییر نمی کند . در سال 1920 بازیکنان فوتبال در مسابقات المپیک بلژیک شرکت کردند و در سال 1930 اولین جام جهانی در کشوراروگوئه برگزار شد 
فوتبال در دنیا مقابل چشمان مثل جرقه می ماند . در هر جای دنیا این واژه انگلیسی در زبان های بین المللی به سادگی رسوخ کرده . برای این امر دلیل خوبی است چرا که فوتبال مدرن به وسیله انگلیسی ها اختراع شد . ولی وقتی در آمریکا فوتبال گفته می شود . آمریکائیها فوتبال خشونت بار آمریکایی را استنباطمی کنند . به هر جهت این لغت باعث اشتباه در درک معنای واقعی آن میان آمریکاییها شده است . 
در تاریخ ریشه این ورزش بدین گونه بوده است : 
سربازان چینی در حدود 2000 سال پیش ورزشی می کردند که آن را تسوچو (TSUCHU)می نامیدند . تسو یعنی ضربه زدن با پا و چو یعنی توپ یا هر شی گوی مانند . 
در روز تولد امپراطور در مقابل کاخ امپراطوری دو تیم در زمین مسابقه ای که گلی به ارتفاع 90 سانتیمتر داشت بازی می کردند که بازیکنان برای سرگرمیامپراطور و دوستان و مهمانان به بازی می پرداختند . یکی از امپراطوران به حدی این بازی را دوست داشت که یکی از اعضای شورای قضایی وقتی از بازی انتقاد کرد دستور داد سرش را از تنش جدا کنند . 
600 سال بعد هم ژاپنی ها یک ورزشی شبیه به فوتبال داشتند که آن را کماری (KEMARI) می نامیدند . البته بازی کماری تدافعی تر از تسوچو چینی بوده است . حتی قبل از چینی ها یونانی ها ورزشی اختراع کرده بودند که آن را هارپاستون (HARPASTON) می نامیدند . البته بازی آن با توپی بود که درونش ماسهو یا شن بوده است . وقتی انگلیسی ها به یونان رفتند ورزشی آوردند به نام هارپاستیوم (HARPASTIUM) که آن هم با توپ بازی می شد و این زمینه ای بود تا فوتبال در انگلیس به مدرنی امروز برسد . 
هیچکس دقیقا زمان شروع فوتبال را نمی داند و مورخان تا آنجاییکه نوشته اند در روستاهای انگلیسی حدود 1000 سال قبل بازی با توپ وجود داشته است و بعد از مدتی تیم های مختلف روستایی شروع به مسابقه با هم دادند و ظاهرا شیوه بازی طوری بوده است که تیم ها سعی بر این داشتند توپ را (غالبا از سر تو خالی گاو یا چیزهای شبیه به آن بوده است) به منطقه دفاعی حریف برسانند . 
( در انگلیس بیش از 200 سال قبل مردم در خیابان ها فوتبال بازی می کردند ) 
در قرن 14 این بازی به قدری محبوب شد که پادشاه انگلیس آن را غیر قانونی خواند ولی مردم هیچ توجهی به آن نکردند و جذابیت این بازی به حدی بود که با توجه به غیر قانونی بودنش بخصوص میان روستاییان بازی می شد و مقامات مسئول در سال 1572 مجبور به تسلیم در مقابل خواسته مردم شدند و فوتبال را قانونی اعلام کردند . 
250 سال بعد طبقه اشراف رفته رفته به این ورزش روی آوردند و از دیدن و بازی کردن فوتبال لذت می بردند و بالاخره بخاطر نفوذی که در طبقه حاکم داشتند و علاقه و تمایلشان به فوتبال باعث شد که تصمیمی برای پیاده کردن یک شیوه کلاسیک در قوانین فوتبال اتخاد نمایند . 
در دهه 1800 میلادی مدرسه های معروف انگلیس این ورزش را به عنوان تفریح محصلین در برنامه درسی گنجانیدند ولی تمامی مدارس از یک قانون خاص در فوتبال پیروی نمی کردند . هر مدرسه قانون مخصوص به خود داشت . سپس در سال 1823 فوتبال به صورت معمول رسمیت یافت و در سال های 1848 و 1862 فوتبال در سطح انگلستان یکپارچه شد و حتی کتابی به نام (ساده ترین ورزش) نوشتن شد که مشتمل بر قوانین اصولی فوتبال آن زمان بود . 
(در سال 1850 فوتبال به دوردست ترین شهر های دنیا از قبیل مانیلا در فیلیپین و سایر کشور ها رسید ) 

 

+ نوشته شده توسط محمودعبدی زاده در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389 و ساعت 21:12 |
درخواست آنري از باشگاه بارسلونا: من را بازيكن آزاد اعلام كنيد

ستاره فرانسوي كه مي داند فصل آينده نيز فرصت چنداني براي بازي پيدا نخواهد كرد، قصد دارد نوكمپ را ترك كند

سايت گل- به گزارش نشريه آس، تيري آنري، مهاجم تيم بارسلونا، از مسئولان اين باشگاه خواست كه او را به عنوان بازيكن آزاد اعلام كنند تا او بتواند به راحتي تيم ديگري را براي بازي انتخاب كند. آنري در رقابت هاي اين فصل چندان از سوي گوارديولا مورد توجه قرار نمي گرفت و در اكثر بازي ها كاملا نيمكت نشين بود.

شايعاتي منتشر شده كه آنري در صورت جدايي از بارسا به نيويورك رد بولز در ليگ ام ال اس يا وستهم يونايتد انگليس خواهد رفت.

آنري كه در حال حاضر در اردوي تيم ملي فرانسه به سر مي برد، هنوز در مورد برنامه هايش براي فصل آينده به طور رسمي اظهار نظري نكرده اما روزنامه هاي اسپانيايي به نقل از او اين اخبار را منتشر كرده اند.

او در سه فصل حضورش در باشگاه بارسا روزهاي پرفراز و نشيبي را سپري كرد. در اولين فصل بسيار ناااميد كننده بود اما در فصل دوم يكي از بازيكنان كليدي تيم گوارديولا در كسب سه گانه تاريخي آبي و اناري ها بود. با اين وجود در رقابت هاي اين فصل، مصدوميت او را از تركيب اصلي دور كرد و بازيكنان جوان تر و به ويژه پدرو جاي او را در تيم گرفتند.   

 

+ نوشته شده توسط محمودعبدی زاده در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389 و ساعت 14:4 |
 

مي‌گويند يكي از مهم‌ترين عوامل مهاجرت جنجالي مهدي هاشمي‌نسب از پرسپوليس به استقلال به ماشين نداشتن او بر مي‌گشت. يكي از خبرنگارهاي نزديك به هاشمي‌‌نسب مي‌گويد: مهدي يا با آژانس سر تمرين مي‌رفت يا با بهروز رهبري‌فرد مي‌رفت و مي‌آمد. همين براي ستاره تيم كه بارها عامل شكست استقلال بود، افت داشت. مهدي هم رفت جايي كه پول خوب بدهند و حداقل يك ماشين براي خودش دست و پا كند.
اما اگر به جو فوتبال ايران در 87 سال گذشته نگاهي بيندازيم، ستاره‌اي را مي‌بينيم كه نه تنها عقاب آسيا بود و سينه‌ها برايش در استاديوم فوتبال چاك مي‌خورد، كه هرگاه در ترافيك خيابان‌هاي پايتخت، عشق فوتبالي يك بليزر آبي رنگ دو در مي‌ديد، چشمانش را تا مي‌توانست تيز مي‌كرد كه فرد پشت رول را تشخيص دهد و خداي نا كرده سعادت ديدن احمدرضا عابدزاده را از دست نداده باشد.
مهدي هاشمي‌نسب در جو آن زمان فوتبال ايران حتما يك ماشين مدل بالا كه در نهايت يك پژو 405 مشكي متاليك رينگ اسپرت مي‌شد، مي‌خواست. مي‌خواست كه حداقل به همه نشان دهد تنها در چمن سبز نيست كه يكه تاز است. روياي يكه تازي مردان فوتبال به ايران و ستاره‌هاي عموما كاغذي‌اش محدود نمي‌شود.
ديويد بكام انگليسي، آن هنگام كه در منچستر توپ مي‌زد، كلكسيوني از بهترين ماشين‌هاي دنيا در پاركينگ خانه‌اش داشت. از پورشه تا لامبورگيني و 3 BMW Z جيمز باند افسانه اي. پس نبايد به فوتباليست‌هاي ايراني خرده گرفت كه چرا به خاطر يك 405 مشكي ناقابل، عشق را به حراج مي‌گذارند. 
از اسلاف آنها همچون ناصر حجازي گرفته كه در زمان خودش همه كار كرد تا يك2002 BMW به چنگ آورد، تا حال كه همه پا به توپ‌هاي ايراني تمام قرارداد و زندگي‌شان را مي‌دهند تا حداقل يك 206 وطني سوار شوند كه اين كف ماشين‌هاي طبقه فوتباليست ايراني است.
S مشكي متاليك مدل 2004 رسانده است. ماشيني كه مي‌گويند نيمي‌از آنهايي كه قدم به صباشهر مي‌گذارند، نه براي ديدن تمرينات صباباتري كه تنها براي سياحت مركب علي دايي به آنجا مي‌روند. مركبي كه بعد از آن شب نحس، كمتر همراه با كاپيتان سر تمرينات حضور پيدا مي‌كند و بقيه ماشين‌هاي دايي بيشتر زير پاي او در صباشهر و يا كمپ تيم‌هاي ملي خودنمايي مي‌كنند.
نقل است كه در يكي از شب‌هايي كه دايي براي يكي از بازي‌هاي ليگ برتر سوم، همراه با پرسپوليس در هتل لاله آرميده بوده است، از هواداران پروين، مرسدس دايي را به خطي ميهمان مي‌كنند و بلوايي را به راه مي‌اندازند.هواداران كسي اين دسته گل را به آب مي‌دهند كه خود زماني معروف‌ترين نمايشگاه ماشين تهران را داشت (اتو سورتمه)، كه حال از آن نمايشگاه و انبوه مرسدس‌ها و BMW هايش هيچ باقي نمانده است. پروين كه زماني با ماشين‌هايش نيز شهره بود، اكنون يك 405 سوار مي‌شود كه راننده‌اش مي‌راندش.
از اين مي‌گذريم كه سلطان چند مدل ماشين ديگر هم دارد و رو نمي‌كند.از علي دايي و بي‌‌مانند بودنش در هر زمينه‌اي كه بگذريم، مي‌توان هم بازي‌هايي از او را نام برد كه نه تنها پس از كاپيتان از اروپا و كشور‌هاي حوزه خليج فارس سر در آوردند، كه همچون او ماشين‌هايي از فرنگ و آن سوي آبها به خيابان‌هاي تهران سرازير كردند كه در نوع خود بي همتا بودند (مي‌گوييم بودند چون اكنون مي‌توان نمونه‌هاي زيادي از ماشين‌هاي مدل بالا را در سطح شهر ديد.)
معروف بود كه فولكس بيتل فسفري نيكبخت واحدي لنگه ندارد و آئودي 8 A حامد كاويانپور انگشت را به دهان مي‌چسباند. (البته بيتل را كاويانپور براي نيكبخت و به صورت اجاره‌اي به ايران آورد). در حال حاضر جناب نيكبخت مرسدس SLK كروكي سوار مي‌شود و آب از دهان همه به راه مي‌اندازد. روزي كه علي موسوي به ايران آمد دست روي ماشيني گذاشت كه تا آن زمان كمتر استوك پوشي رانده بودش. موسوي ميتسوبيشي گالانت چشم گربه‌اي سوپر سالن را جايگزين مرسدس رويايي‌اش در لوركوزن آلمان كرد. 
پس از او پرويز برومند هم نمونه آن ماشين را خريد و اين دو به دوستان گرمابه و گلستان بدل شدند. شايد اگر هادي طباطبايي هم گالانت چشم گربه‌اي را به 206 ترجيح مي‌داد، آن همه جنجال براي دروازه آبي به وجود نمي‌آمد. 
دليل كاملا بي ربطي است!ولي در اين بين بهترين بازيكن آسيا، فراتر از هم نوع‌هاي ايراني‌اش در دبي گشت و گذار مي‌كرد. علي كريمي‌خيابان‌هاي شيخ‌نشين متمول خليج را با 756 BMW گز مي‌كرد و با BMW X نقره‌اي به تمرين الاهلي مي‌رفت. ماشيني كه كريمي‌ آن را در ايران هم سوار مي‌شد. به تازگي علي كريمي‌ در سايت شخصي‌اش اعلام كرده در آلمان يك آئودي فرمز مي‌راند كه طبق معمول از مدل فاكتور گرفته است. ضمن اينكه به زودي آن را تبديل به مارك ديگري مي‌كند. شايد تنها كسي كه با كريمي‌ در اين زمينه هم وزن بود و هست، فرهاد مجيدي باشد كه مرسدس بنز كلاس ML را به عنوان مركب برگزيده است. 
اما متفاوت بودن، همچنان بيماري لژيونرهاي ايراني مقيم اروپا است. مهدي مهدوي كيا با اينكه حال و روز خوبي در هامبورگ ندارد، اما مي‌تواند به آئودي، گلف و مرسدسي كه در پاركينگ خانه‌اش پارك كرده دل خوش كند كه خود و خانواده‌اش به نوبت از آنها استفاده مي‌كنند (اينطور هم مي‌گفتند موشك هامبورگ تنها يك BMW دارد(.
وحيد هاشميان كه تازه به هانوفر پيوسته است مثل اكثر فوتباليست‌هاي درجه اول يك مرسدس مشكي دارد. محرم نويدكيا كه در اصفهان با پرشيا كنار زاينده رود مي‌رفت در بوخوم BMW سوار مي‌شود و با آن كناره‌هاي راين را تجربه مي‌كند. البته كسي از مدل BMW محرم خبري ندارد و خودش نيز چيز بيشتري در اين مورد به زبان نمي‌آورد. 
در ميان داخلي‌هاي پر سر و صدا هم مي‌توان چهره‌هايي پيدا كرد. آقاي گل ليگ برتر تازه تمام شده (رضا عنايتي)، ماكسيما سوار مي‌شود. جواد نكونام BMW را به بقيه برندها ترجيح داده است و استاديوم شهيد دستگردي را هر روز به اين مدل مزين مي‌كند. از فوتباليست‌ها كه بگذريم، نمونه‌هاي عجيبي در ستاره‌هاي ساير رشته‌هاي ورزشي مي‌توان مشاهده كرد. از رضا‌زاده كه با آن هيكل تنومند، ماكسيماي اهدايي قهرماني المپيك را سوار مي‌شود تا هادي ساعي كه پرشيا را به 206 كه علي رضا حيدري مي‌راند ترجيح داده است.
اما اتفاق جالب در رشته واليبال افتاده است. آنجا كه اكثر اعضاي تيم واليبال پيكان، سمند سوار مي‌شوند و يا سايپايي‌ها، زانتيا را از باشگاه گرفته‌اند. گرچه پيدا مي‌شوند واليباليست‌هايي همچون بهنام محمودي كه موسو را به سمند ترجيح داده‌اند، اما فرض كنيد اگر قرار بود همه تيم‌هاي صنعتي به بازيكنانشان محصولاتشان را هديه مي‌دادند، مي‌بايست بازيكنان تراكتورسازي، يا تراكتور مي‌راندند و يا كمباين! 
اگر به فوتبال نگاهي دوباره بياندازيم و اين بار به مربيان توجه كنيم و نه ستاره‌هاي چمن سبز، در يك سوي نيمكت امير قلعه نويي نشسته است كه مزدا سوار مي شود و در ديگر سو، فيروز كريمي‌ايستاده است كه موتور سواري قهار است و هوندا 125 CDI را به هر چه ماشين پر زرق و برق ترجيح مي‌دهد. 
مربيان ديگر همه در اين بازه جاي مي‌گيرند. اما هرچه هست هيچ كدام موتور سوار نمي‌شوند و اين خود نوعي آوانگارد بودن است!

 

+ نوشته شده توسط محمودعبدی زاده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 و ساعت 16:57 |

يوفا: يورکا مادر زلاتان نيز در مورد پسرش مي گويد : هر بار زلاتان را در تلويزيون مي بينيم که موفق مي شود گل بزند به خود مي باليم که تلاشهاي ما امروز نتيجه داده است و هميشه به خاطر اين موفقيت خداوند را شکر مي کنيم .

زلاتان در محله اسکانلان بزرگ شد و به خاطر قد بلندش در 15 سالگي به بسکتبال روي آورد . اما در سال 1996 در جام ملتهاي اروپا چون تيم سوئد غايب بود از تلويزيون شيقته بازي بازيکناني چون آلن شيرر و پاتريک کلايورت شد ، همچنين او عاشق بازي ستاره معروف سوئد، هنريک لارسن در جام جهاني 1994 بود .

او توانست در 15 سالگي وارد باشگاه معروف مالمو شد و خيلي زود توانست استعداد خود را در فوتبال نشان دهد . همچنين او به علت اصليت بوسني اش توانست به مدت 2 سال در تيم نوجوانان و جوانان و حتي تيم ملي B بوسني بازي کند و ملي پوش شود .

او با قد بلندش و شمع گلزني بالايش فارگو پانچسف گلزن سابق و معروف تيم يوگسلاوي را در اذهان زنده مي کرد ، اما تصميم نهايي او و قبولي مليت سوئد بسياري از هموطنان واقعي اش را ناراحت کرد .

در سال 1999 آرسن وانزه مربي تيم آرسنال انگلستان مصرانه خواهان استخدام زلاتان بود اما هرگز موفق نشد تا اينکه زلاتان در 22 مارچ 2001 با رقمي حدود 8/7 ميليون يورو سرانجام به باشگاه آژاکس آمستردام پيوست و زير نظر رونالد کومان بسيار در فوتبال پيشرفت کرد . او توانست با فوتبال خوب خود و گلزني هايش عملا به يک ستاره در ليگ هلند و و ليگ قهرمانان اروپا بدل گشت او طي 74 مسابقه که در مدت دو سال براي آژاکس انجام داد 35 گل به ثمر رساند .

زلاتان توانست با تيم ملي سوئد به يورو 2004 پرتقال راه يابد او با گل زيباي خود به تيم ايتاليا پيش از پيش مورد توجه قرار گرفت زلاتان همراه تيم سوئد در يک چهارم نهايي به تيم خوب هلند برخورد کردند و نتواستند از پس حريف برايد و با جام خداحافظي کردند . اما يورو 2004 براي زلاتان مانند پله اي بود به سمت صعود او در 31 اوت 2004 با قرار دادي به ارزش 19 ميليون يورو به تيم معروف يوونتوس ايتاليا پيوست . بازي هاي خوب و تماشايي زلاتان در تورين ايتاليا از او يک فوق ستاره ساخت و او را در سال 2005 به عنوان کانديداي بهترين بازيکن سال مطرح کرد . در همين سال باشگاه رئال مادريد پيشنهاد عجيب 70 ميليون يورويي خود را براي به خدمت گرفتان زلاتان مطرح کرد که با وجود مبلغ هنگفت پيشنهاد اما سران باشگاه يوونتوس حاضر به فروش زلاتان نشدند . 

زلاتان خود نيز چندان تمايلي به حضور در جمع کهکشانهاي رئال مادريد نداشت و در اين باره مي گويد : من فکر مي کنم اگر بخواهم ، در همين يوونتوس هم مي توانم به قهرماني در اروپا و جهان برسم و بر اي اين کار فقط بايد تلاش خودم را بيشتر بکنم . اما سقوط يوونتوس به دسته ذو ايتاليا بع علت تباني و مشکلات زلاتان با اين تيم باعث شد تا با قرار دادي به مبلغ 24 ميليون يورو زلاتان به تيم اينتر ميلان بپيوندد

+ نوشته شده توسط محمودعبدی زاده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 و ساعت 14:34 |

  ساموئل اتوئو یکی از بچه شیر های دسته ی مخوف و شگفتی ساز فوتبال آفریقا واز نمونه های تکامل یافته و درجه یک کامرونی های شیفته و مستعد این ورزش است .
مهاجم مشهور و پرطرفدار تیم بارسلونا با رکورد کسب عنوان سومین بازیکن برتر فوتبال جهان در سال2005.کسب عنوان بهترین بازیکن سال آفریقا در دو سال پیاپی 2003.2004و همچنین جوانترین بازیکن جام جهانی 1998(فرانسه) با سن 17 سال و فاتح جام ملت های آفریقا در سالهای 2000.2002 با مدال طلای المپیک تابستانی سال 2000که در واقع از آغاز حرفه ای و درخشش در عرصه فوتبال و طی نزدیک یک دهه ی گذشته با تیم ملی کامرون همراه و در کسب موفقیت های آن سهیم بوده است.
نکته ی جالب کشف و انتقال او به اروپا توسط باشگاه پر ستاره ی رئال مادرید است در حالی که طی 6 سال تحت قرارداد با این تیم فقط در 3 بازی لیگ حضور یافته و9 گل زده است که این یک رکورد رویایی برای یک بازیکن است که در این مدت بیشتر به صورت بازیکن قرضی گذرانده است.
این ماجرا و حواشی آن تیم ملی کامرون و هموطنان متعصب .رفتار تهاجمی او .دردسرهای برخورد نژادپرستانه . زندگی خصوصی و فرمانروایی همسر.شایعات مربوط به رد کردن پیشنهاد چلسی و ترس از انگلیسی ها یا خرافات زنانه درباره ی مورینیو ی جادوگر و ضیافت های بارسلونا و هتل های لوکس و شام خوردن با زاغه نشینان و رقصیدن با مردم کوچه و خیابان های جنوب شهر . در زندگی این بچه شیر به چشم می خورد.

شانزدهمین و هفدهمین گل ها ی اتوئو در دقایق 38و57 بازی با سلتاویگو به ثمر رسید تا رکورد حیرت انگیز 17 گل در17 بازی در آن فصل در کارنامه اش ثبت شد و از سوی دیگر سیزدهمین پیروزی متوالی بارسلونا با سهم استثنایی این شیر کامرونی رقبا را به وحشت اندازد.
اتوئو چنان نمایان و خیره کننده بود که در 15سالگی شانس جهش به اروپا و قرارداد رویایی با رئال مادرید را تجربه کند و آنقدر گیج و هیجان زده و البته کم سن و سال بود که در فرودگاه پارما بدون اینکه کسی او را بیاورد پرواز اشتباهی را انتخاب کرد .
در اوج نا امیدی سراغ اولین آفریقایی تیره پوستی که دید ,دوید و کمک خواست و مرد غریبه او را به زمین رئال مادرید هدایت کرد.خودش می گوید که آنقدر بهت زده و هراسان شده بود که می خواست گریه کند و حتی فراموش کرد نام یا آدرس ناجی خود را بپرسد .
او به رئال مایورکا قرض داده شد و طی سالها فقط نام و قرار داد رئال مادرید را داشت.در مایورکا به جام کینگز دست یافت و برای خودش تجربه و جسارت کسب می کرد.شانس هنر نمایی در تیم کهکشانی رئال مادرید هرگز نصیب او نشد.
و به عنوان مهاجم خارجی نمی توانست بر نفوذ و شهرت غول هایی مانند رائول و رونالدو در خط حمله تیم غلبه کند پس قرارداد 24 میلیون یورویی انتقال به بارسلونا ,سرزمین کاتالانها رقیب دیرینه ی رئالی ها برایش حکم رهایی بود.
عنوان قهرمانی لالیگا در دو سال پیاپی 2004.2005و گلزن برتر تیم با24گل شروع کار بود.
او حالا پس از هم تیمی اش رونالدینهو و ستاره ی چلسی فرانک لمپارد عنوان سوم جایزه ی بهترین بازیکن سال فیفا در سال2005را به خود اختصاص داده و با غرور در مراسم با شکوه اهدای جوایز و کنفرانس مطبوعاتی با کت و شلوار گران قیمت خود در روبروی دوربینها قرار گرفت.
این همان جوان سر گردان در فرودگاه است که آدرس رئال را می پرسید و آرزوی بودن در خط حمله ی رئال مادرید در کنار رونالدو راداشت حالا در کنار رونالدینهو پله ی مروارید سیاه جهان و بزرگان دیگر بارسا کسب عناوین میکند و به رئال می فهماند که باز ی ندادن به این شیر گرسنه به ضرر این تیم تمام شد.
او کسی است که دو سال پاپی است چلسی به دنبال ساقهای خستگی ناپذیرش است و امسال هم دوباره پیشنهاد رویایی قرار داد این تیم را برای فصل بعد رد کرد.و گفت: پیشنهاد چلسی سخاوتمندانه و عالی بود اما پول خوشبختی نمی آورد.
البته بعدا معلوم شد که به خاطر همسرش این پاسخ را داده است.
او در بازی نخست توانست انتقام بارسا را از شن های آبی با گل خود بگیرد.
او با بارسلونا یک فصل دیگر تمدید کرد تو دستمزد خود را از 2.8میلیون دلار به 5.3 میلیون دلار رساند.
او آنقدر در جمع آبی و اناری پوشان محبوب شده که خوان لا پورتا رییس باشگاه بارسلونا حالا مدعی است که او را با تمام پولهای دنیا عوض نمی کند.
اتوئو در انتظار گرفتن دو جام در امسال است یکی جام اسپانیا و دیگری جام باشگاههای اروپاست.
او در مصاحبه ای جسورانه گفت که:من به خوشگلی بکام نیستم اما فوتبالیست بهتری هستم.
این تا حدی به دلخوری و احساس رقابت او نسبت به ستاره های رئال و اصولا این باشگاه مشهور و تیم کهکشانی سوپر استارهای مغرور و افاده ای آن مربوط میشود به هرحال آنها هرگز قدر او را ندانستند مگر وقتی که تیم های اروپایی برای جذب او به رقابت پرداختند و میلیونها دلار را وسط گذاشتند و رئال پشیمان برای باز خرید او تلاش کرد اما او دیگر به آنجا باز نمی گردد .بهترین تمرکز در زمین .کنترل توپ و قدر ت سریع در تصمیم گیری پشتوانه وی در گلزنی به تیمهای بزرگ است.

 

+ نوشته شده توسط محمودعبدی زاده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 و ساعت 13:59 |
 

Carles Puyol

کارلس پویول فوتبالش را از تیم محلی دهکده کوچکی به نام لاپوبلا ده سگور که در آن متولد شده بود آغاز کرد. استعداد او خیلی زود توجهات را به خود جلب کرد و در سن هفده سالگی جذب آکادمی بارسا در لاماسیا شد.


او به سرعت به ترکیب ثابت تیم دوم بارسا رسید و سپس پیشرفت کرد تا در دوم اوکتبر 99 به دستور لوئیز فن گال در برابر وایادولید کار خود را با تیم اصلی بارسا آغاز کرد. بازیهای او بیشتر و بیشتر شد تا اینکه او پست دفاع راست را به طور کامل از آن خود کرد. وی با استفاده از عزم و اراده بسیار قویش و همچنین با تلاش بسیار زیاد، کارلس پویول خود را با پست دفاع مرکزی وفق داد.

در فصل 2003-2004، او به عنوان کاپیتان سوم تیم انتخاب شد و نقش حیاتی در پیشرفت و صعود تیم به رده های بالای جدول لیگ را ایفا کرد. پویول در آن فصل 27 بازی در لیگ و 7 بازی در جام یوفا انجام داد.

با این حال، کارلس پویول تا فصل 2004-2005 برای کسب اولین جام خود با بارسا انتظار کشید. او در آن مقطع کاپیتان نخست تیم اصلی بارسا و یکی از ارکان موفقیت تیم رایکارد در قهرمانی در لیگ بود. در پایان فصل، رویای او به حقیقت پیوست و او جام قهرمانی لیگ را در نو کمپ بالای سر برد.

در طی فصل 2005-2006، او به همان خوبی فصل قبل بازی کرد. کاپیتان بارسا این افتخار را داشت که قبل از بلند کردن جام قهرمانی لیگ قهرمانان در پاریس پس از پیروزی خاطره انگیز برابر آرسنال در استادو فرانس، و قبل از بازی با اسپانیول در لیگ تیمش به عنوان قهرمان لیگ معرفی شود. پویول در کل فصل تنها پنج بازی را از دست داد که هیچ کدام به خاطر مصدومیت نبود. در سه بازی او به دستور سرمربی فرانک رایکارد به استراحت پرداخت و در دو بازی دیگری که بازی نکرد محروم بود. او همچنین یک گل در پیروزی خانگی 5-0 برابر رئال سوسیه داد در 30 اکتبر 2005 به ثمر رساند.

کارلس پویول یکی از اعضای تیم ملی اسپانیا نیز هست و در جام جهانی 2002 و جام ملتهای اروپا 2004 و جام جهانی 2006 به همراه این تیم شرکت کرد.

خصوصیات و ویژگی ها

کارلس پویول بازی خود را در تیم اصلی بارسا به عنوان دفاع راست شروع کرد اما رفته رفته به یک دفاع وسط عالی تبدیل شد. او شایستگی هایش را با تلاش بسیار زیاد و نظم و انظباط خود در درون زمین نشان داده است. او یک بازیکن نمونه نیز به شمار میرود، او هیچ گاه کارها را وقتی باید از حمله به دفاع رفت پیچیده نمی کند.

همچنین اگر شرایط ایجاب کند، توانایی بازی در پست دفاع چپ را نیز داراست. اگرچه او خیلی بلند قد نیست (178 سانتیمتر)، قدرت بدنیش او را در هوا بسیار قوی کرده است و در دفاع نفر به نفر با مهاجمینی که از او بلند قد تر هستند بسیار تواناست. وی همچنین علاقه زیادی به شرکت در حمله ها به خصوص روی ضربات آزاد و کرنرها دارد.

بیش از هر چیز، کارلس پویول به خاطره خصوصیات شخصیتیش و توانایی هایش برای هدایت تیم به عنوان کاپیتان و تعصبی که به پیراهن بارسا دارد الگوی تمام بازیکنان است. او یک مثال ایده آل از یک بازیکن در اختیار تیم است و وقتی که باید جلوی حمله تیم مقابل را بگیرد، دست به هیچ کار اضافه ای نمی زند.

افتخارات با بارسلونا

۲۰05- 2004 : لالیگا
۲۰06- 2005: سوپرجام اسپانیا
۲۰06- 2005: لالیگا
۲۰06- 2005: لیگ قهرمانان اروپا
۲۰07- 2006: سوپرجام اسپانیا 

  ۲۰۰۸ - ۲۰۰۹ قهرمانی در لالیگا - باشگاه های اروپا - سوپر کاپ اروپا - سوپر کاپ اسپانیا - کوپا دل ری

تیم ملی اسپانیا

۲۰۰۰:مدال نقره بازی های المپیک سیدنی
2008: مدال طلای بازی های یورو 2008

مشخصات فردی

نام:کارلس پویول سافورکادو
پست:مدافع
محل تولد:لا پبلا ده سگور
تاریخ تولد:1978-04-13
قد:178 سانتیمتر
وزن:80 کیلو گرم

 

+ نوشته شده توسط محمودعبدی زاده در دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389 و ساعت 19:17 |


Powered By
BLOGFA.COM